یکشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۷

59.

[واقعی] [دانشگاه]

+ : شوما 3 نفر که ته کلاس نشستید.

من : ما استاد؟

+ : بلی شوما 3 نفر ، جفتتون گمشید از کلاس بیرون.

30 comments:

shakibaaa گفت...

حتما منظورت از old love آدامس خرسی بوده!
استاده خدا بود
how i wish we had one too:D

ppsama گفت...

تبریز درس میخوندی؟
جا داره اینجا منم یه خاطره بگم.
سر جلسه ی امتحان خانومه بلند شد گفت استاد سوالای من یه طرفش چاپ نشده. استادم کم نذاشت فرمود: بچه ها هر کی مثل این خانوم پشتش سفیده بیاره بده...
ما هم هممون شلوارامون شاشی شد.

Hossein Sharkhar گفت...

و ما را از این دست اساتید بسیار نیست.

mrhard گفت...

یعنی دارم میخندما؛آقا این کیه؟ کجا درس میده من برم مهمان بشم سرکلاسش؛نباید این نابغه رو از دست داد.

fereshteh گفت...

استاده بیچاره ترک بوده خب دست خودش نیست
ولی خیلی باحال بود کلی خندیدم ما هم یه استاد اینطوری داریم تازه دکتراشو از فرانسه گرفته یعنی آدم می مونه چه جوری به اینا مدرک میدن؟

پریسا گفت...

ما تو لیسانس یه استاد معارف دو داشتیم که خیلی خیلی مشابه این استاد محترم شما بودن :دی کلی الان خاطرات جوونی زنده شد و شاد گشتیم! تنک یو

زرافه گفت...

البته هنرنمایی ایشون در هنگام نمره دادن هم باید جالب باشه

یه نقطه‌ای گفت...

چه‌قدر لهجه‌اش قشنگ بود !

سین جیم گفت...

بذا من اول بشینم یه دل سیر بخندم.بعد میام باز!

مبین.م گفت...

خدا نصیب کند....ما هم یه استاد شیمی داریم که دکتره ولی دکترای ....شعر از دانشگاه تهران داره.با این تفاوت که شیرازیه.ولی از نظر ...مغز بودن در همین حده! در کنارش فیض ببرید

سهيل گفت...

بعد به من ميگيد نبايد خدارو شكر كنم كه ترك نشدم اين يكي كه فاجعه بود :))

BetrayeR گفت...

خدا استاد ترک رو نصیب دانشو جماعت نکنه !!!

:))

:))

:))

آخر خنده اند !!

:دی

BetrayeR گفت...

دانشجو جماعت*

BetrayeR گفت...

پس بزار منم یه خاطره بگم :دی

یکی از پسرای کلاس واسه کل کلاس آب معدنی گرفته بود

بعد من و یکی از دوستام وسطای کلاس رسیدیم

استاد و چند تا دانشجوها که دیدن ما آب معدنی نداریم شیشه ی آب معدنیشونو به ما تعارف کردن

منم گفتم ممنون استاد خودتون میل کنید :دی

استاد هم گفت:نه..نه..این آب منه خوشمزست ها !!!

:دی

SunWalker گفت...

بابا این خداییش تکه! به عنوان چهره ی ماندگار باید ازش تقدیر شه. مراقب باشین فرار مغزها نکنه .

مسیح بر کوه زیتون گفت...

وای عجب استاد سوژه ای بوده خیلی خوشم اومد!
خنده دار بود.

ارسلان گفت...

مجبورم کردی یه پست با همین موضوع بدم بیرون..! ایول!!
یکی از خاطراتو اینجا میگم!

بله بچه ها... این دیسک جنسش برنزه و همونطور که میبینید داره نمیچرخه!

FM گفت...

اون استاد ترکه ما
وسط انتگرال خاطرات شنا تو دریاچه ارومیه رو برامون تعریف میکرد
بعد میرسید به مسابقه علمیای اونوقت که کره زمینو به چنتا شیش ضلعی مثل توپ فوتبال تقسیم میکردن و رو هرکدوم از ضلع این شیش ضلعیا یه مقاومت بوده بعد میگفتن مقاومت معادلو حساب کنین و خیلی سخت بوده

ناشناس گفت...

بسي فيض برديم!

DESERTER گفت...

جای ما خالی واقعا

Bingala گفت...

ye ostad bahal ham ke peyda mishe gele mikonim ha ;)

BetrayeR گفت...

خواب طولانی که بدرد نمیخوره!!
کلا هرچیزی که باعث میشه آدم از زمان جا بمونه بدرد نمیخوره!!

ادرسشو که پیدا کردم بهت میدم تو هم بری صفا کنی

:دی

BetrayeR گفت...

بعضی موقعها برگشتن به سادگی و صیغل دادن روح لازمه!!!

کچلچه گفت...

بسیار خندیدیم و مشعوف گشتیم ..
اما هر چه سعی کردیم خودمان خاطره ای یادمان نیامد شما را دلشاد کنیم !

آری بابا گفت...

baraye har chizi esmhaye monasebtari vojood daram.
masalan baraye webe man esm behtar az ari baba hast vali esmesh ine dige .esme oon film ham farar az mahlake hast dige nemishe ke avazesh kard

:: My View :: گفت...

هر کی دکترا داره شوت نیست ؟!! :)))

SunWalker گفت...

mamnoon. manam motshakeram besyaar.headeretaan raa ham besyaar doost midaaram. ghadam ranje kardin, khoshhaalemaan kardid.
pas age barnaameye safar baa 2charkhe bood shomaa ro ham khabar mikonim ;)

من نه منم گفت...

با مزه بودن

کورموزوم نا معلوم گفت...

یاد امتحان استاتیک دوستم افتادم 10 نمره نیم ترم بود 10 نمره ترم بعد این شده بود 8 نیم ترمو ترمو اما از 20 گرفته بود باز بعد بهش داده بود 14 خلاصه رفت برای بازبینی برگه و اینا برگرو شده بود 17 که استاد تقسیم بر 2 کرده بودو گذاشتهبود 5/8 خلاصه گفته بود استاد جون؟گفته بود ببین جناب مهندس(جنابو با لهجه ترکی بخون)شما از برگه افتاده محسوب میشید!!!
دوستم گفته بود چرا افتاده؟؟؟؟؟
استاده هم نه گذاشته بود نه برداشته بود گفته بود نگاه کن 5/8 شدی!!
در این لحظه دوست من از خیر نمره اش گذشت و در حالی که صورتش از خنده قرمز شده بود از دفتر اساتید بیرون اومد

ناشناس گفت...

shoma modiriat sanati mikhooni?

ارسال یک نظر