جمعه ۴ دسامبر ۲۰۰۹

174. شام آخر


یه جاهاییم هست که درست وسط غذای با آرامشتون ، باید کل شامو و بشقابارو از رو میز بریزی کف آشپزخونه
از اون ور میز بکشیدش رو میز و تمام جیغ و داد و عصبایتشو با با گاز گرفتن لباش خفه کنی

لباساشو تو تنش پاره کنی
و این قدر وحشی باشی که حتی فرصت نفس کشیدنم نداشته باشه
این قدر وحشی که تن هاتون از خیسی به هم بچسبه
این قدر وحشی که چشماش برق تعجب و بهت زدگی و لذت رو در هم آمیخته داشته باشه
این قدر وحشی که جای چنگا و گازا تا یه ماه بمونه

و همون جا رو میز بمونید
تا نفس نفس های بعدش.

و واسه اولین بار شاید خیره شید به سقف آشپزخونه.

پنجشنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹

173. وان نایت استند


زندگی باید تو یه دوره ای این جوری باشه که قبل اینکه چشاتو تو تخت باز کنی سعی کنی یادت بیاری که الان که چشتو باز میکنی کی تو تخت بغلت خوابه .

دوشنبه ۹ نوامبر ۲۰۰۹

172. از تاریکی بترس


+ مادربرای اینکه به پسر کوچولوش که داشت از ترس گریه میکرد ، نشون بده که تو کمدش هیچ هیولایی وجود نداره ، رفت تو کمد و در و بست.

مادر هیچ وقت از کمد بیرون نیومد.

شنبه ۷ نوامبر ۲۰۰۹

171. ایستک استوایی



+ همیشه نیمه ی پر لیوانو ببینید ، شاید توش شاشیده باشن.


170. تونل وحشت

.
اگر دین دارید لااقل آزاده باشید.

دوشنبه ۲ نوامبر ۲۰۰۹

169. آر یو کیدینگ می؟


Dear God !

Your Vir.gin Merry In Undone !

Send Us Someone New

And Don`t Forget To put an Expiry Date On This One

PLEASE ...


p.s. : 2000 Years Passed since Those Days ! in case You Forget The Date On Earth :)

Best Regards
+Holy Killer+

شنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹

168. جانگوز

+ : ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشت ، به خون یاران ...

ممد : چرا اتفاقا بودم دیدم .

[جمعیت داد میزنن رووووح و هر کدوم به سمتی فرار میکنن]

یکشنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۰۹

167. جوجه کشی


بیفر : جیش بوس لالا

افتر : جیغ بوس لالا ( 3 بار )

166. بی مرز ، بی مرزبان


یک ردیف میله ی فولادی است وسط

و در هر دو طرف میله ها زندان است .

یک طرف کوچک تر و خلوت تر
یک طرف بزرگ تر و شلوغ تر


165. همیشه پای 37 نفر در میان است


- من نباشم کی موهاتو ناز میکنه؟


+ در این لحظه 37 نفر از پشت صحنه و زیر تخت و توی کمد
یک صدا داد زدن : من من من